تبليغاتX
ღღشب ارغوانیღღ

ღღشب ارغوانیღღ
با تو شب ارغوانی میگذرد
گوشه به گوشه خانه ی دلم را می گردم تا شاید بهانه ای برای دیدن تو باشد.                              

دستهایم رابر دیواره قلبم می کشم تا شاید صدای تورا از آن سو بشنوم.

گاهی چشمانم را می بندم تا در رویاهای بی کران غرق شوم.                       


        گاهی.............

آنچنان در خیال محو تماشای تو می شوم که خود را فراموش می کنم.

                            آری.............                               

من غرق تماشای خیالی توام، ولی می دانم که تو مرا دست فراموشی سپرده ای.

90/11/02 | 3:48 PM | Vista |


من یاد گرفته ام " دوست داشتن دلیل نمی خواهد ... "

ولی نمی دانم چرا ...

خیلی ها ...

و حتی خیلی های دیگر ...

می گویند :

" این روز ها ...

 دوست داشتن

 دلیل می خواهد ...   "

و پشت یک سلام و لبخندی ساده ...

دنبال یک سلام و لبخندی پیچیده

 دنبال گودالی از تعفن می گردند...

اما

من " سلام " می گویم ...

و "   لبخند " می زنم ...

و قسم می خورم ...

 و می دانم ...

 " عشق " همین است ...

 به همین سادگی ...

90/10/28 | 10:22 AM | Vista |

چگونه دست دلم را بگيرم ودر كنار

دلتنگيهايم قدم بزنم

در اين خيابان

كه پر از چراغ و چشمك ماشينهاست

...نه آقايان:

مسير من با شما يكي نيست

از سرعت خود نكاهيد

من آداب دلبري را نمي دانم!!!!!
90/10/10 | 3:47 PM | Vista |

نفس مي کشم نبودنت را

نيستي

هواي بوي تنت را کرده ام

مي داني

پيرهن جدايي ات بدجور به قامتم گشاد است

تو نيستي

آسمان بي معنيست

حتي آسمان پر ستاره

و باران

مثل قطره هاي عذاب روي سرم مي ريزد

تو نيستي

و من چتر مي خواهم ...

هر چيزي که حس عاشقانه و شاعرانه مي دهد در چشمانم لباس سياه پوشيده...

خودم را به هزار راه ميزنم

به هزار کوچه

به هزار در

نکند ياد آغوشت بيفتم ...

90/09/27 | 12:5 PM | Vista |

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم   و

چه ساده در گریستن دیگران می میریم.

اما میان دشواری دریا و تبسم کرانه،فاصله ایست.

90/09/27 | 11:27 AM | Vista |

مثل سیب سرخ قصه ها

عشق را

از میان

           دونیمه

                       می کنیم

نیمه ای از آن برای تو

نیمه دگر برای من

بعد.......

نیمه ها هم از میان

                   دوپاره

                           می شوند

پاره ای از آن برای روح

پاره دگر برای تن

90/09/22 | 11:49 AM | Vista |

شکست عهد من و گفت:هر چه بود گذشت

به گریه گفتمش:آری ولی چه زود گذشت

بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید

بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت

90/09/22 | 11:39 AM | Vista |

نامت را بر زبان می آورم

دریا بر من گسترده تر می شود

دریایی که ادامه گیسوان توست

کلامت را سرمه چشم می کنم

آفتاب و ماه و ستارگان را

در آب ها میبینم

می خوانمت

موجی بلند به ساحل می دود و دست می گشاید

صدفی پلک می زند

و تو در گیسوانت می تابی

90/09/22 | 11:28 AM | Vista |

تو "آدم" و من "حوا"

سیبی در کار باشد یا نه

در آغوش تو بهشت جاریست

بوسه هایت طعم سیب می دهند...
90/09/19 | 7:14 PM | Vista |

صدای چیک چیک اشکهایت را از پشت دیوار زمان میشنوم
میشنوم و میشنوم
که چه معصومانه در کنج شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی
و من میشنوم
میشنوم هیایوی زمانه را
که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد
آه .... ای شکوه بی پایان من
میشنوم
به آسمان بگو که من میشنوم
هر آنچه تو را شکسته و میشنوم هر آنچه در سکوته تو نهفته ......
90/09/19 | 7:7 PM | Vista |